|
آدم چو صراحي بود و روح چو مي _ _قالب چو ني و روان صدائي در ني
|
از نوشتن واهمه دارم.
هراسانم از کلمات ، جملات
گویی آنها هم شرم سارند از من.خوفی در نگاهشان هست.
پ.ن: هر جا که کلام نتواند پیش رود ، موسیقی آغاز می شود (هاینریش هاینه)
خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دارخوی من کی خوش شود بی روی خوبت ای نگاربی تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاببا تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهاربی تو بی عقلم ملولم هر چه گویم کژ شودمن خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسارآب بد را چیست درمان باز در جیحون شدنخوی بد را چیست درمان باز دیدن روی یارآب جان محبوس می بینم در این گرداب تنخاک را بر می کنم تا ره کنم سوی بحارشربتی داری که پنهانی به نومیدان دهیتا فغان برناورد از حسرتش امیدوارچشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیرگر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار
|
چار هندو در يكي مسجد شدند
بهر طاعت راكع و ساجد شدند
هر يكي بر نيتي تكبير كرد
در نماز آمد به مسكيني و درد
مؤذن آمد از يكي لفظي بجست
كاي مؤذن بانگ كردي وقت هست
گفت آن هندوي ديگر از نياز
هي سخن گفتي و باطل شد نماز
آن سيم گفت آن دوم را اي عمو
چه زني طعنه برو خود را بگو
آن چهارم گفت حمد الله كه من
در نيفتادم به چه چون آن سه تن
پس نماز هر چهاران شد تباه
عيبگويان بيشتر گم كرده راه
غافلاند اين خلق از خود اي پدر
لاجرم گويند عيب همدگر
من نبينم روي خود را اي شمن
من ببينم روي تو تو روي من
آنكسي كه او ببيند روي خويش
نور او از نور خلقانست بيش
گر بيمرد ديد او باقي بود
زانك ديدش ديد خلاقي بود
عيبگوي و عيبجوي خود بدست
با همه نيكو و با خود بد بدست
پ .ن: همین شعر با صدای دکتر سروش
ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -
اين گيسو پريشان كرده
بيد وحشي باران .
يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،
شهر سوگواران .
هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش
ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :
رنگ اين شب هاي وحشت را
تواند شست آيا از دل ياران ؟
چشم ها و چشمه ها خشك اند .
روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،
همچنان كه نام ها در ننگ !
هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .
آه ، باران ،
اي اميد جان بيداران !
بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -
آيا، چيره خواهي شد ؟

پ.ن: همانطور که در عکس مشاهده می کنید این شعر (از فریدون مشیری)را استاد شجریان با صدایی خوش خوانده اند
پ.ن:هر چه در موردکلیت این شعر فکر کردم ، نفهمیدم منظور چیست ولی وقتی با خواهر گرامی صحبت کردم ، خواهر گرامی گفتند شاعر از غم و اندوهی عمیق صحبت می کند. خوشحال می شوم ،دوستان در فهم این شعر مرا یاری کنند.
اپیزود اول:
تفاوت خدای فیلسوفان و خدای پیامبران در این است که خدای پیامبران را می توان به دعا خواند اما درباره خدای فیلسوفان باید جدال و جنجال کرد.فیلسوفان همچون ریاضیدانانی ....
با سلام
این دومین نامه ای است که پس از شبه انتخابات ریاست جمهوری اخیر به شما می نویسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسیار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها .......
درمیان روشنفکران ایرانی , دکتر عبد الکریم سروش ازجایگاهی ویژه ای برخوردار است.دغدغه ها و اندیشه های ناب او هر انسان تشنه تفکر واندیشیدن را مجذوب خود می کند.
عبدالکريم سروش در حالی سال های اخیر را با دغدغه های فراوان ملی و مذهبی سپری میکند که ناماش بیگمان در تاريخ تفکر دينی در ايران در ادامه نام کسانی چون علی شريعتی و مرتضی مطهری باقی خواهد ماند.
شايد اگر انديشههای وی نبود، گذار به دوره ديگری از انديشيدن که بيش از ايمان، دغدغه تجدد و آشفتگیها و نسبيتهای آن را دارد ممکن نبود.
عبدالکريم سروش بخشی از تاريخ رويکرد دينی به تجدد و رويکرد مدرن به دين در ايران است و نقطه بازگشتی هميشگی برای آنان که در پيوند ميان دين و تفکر جديد در ايران میانديشند.در جدید ترین واکنش به دین فاشیستی و اقدامات فاشیست های دیکتاتور , دکتر عبدالکریم سروش در نامهای شدیداللحن به آیتالله خامنهای، ضمن انتقاد از عملکرد وی در جایگاه رهبری، تاکید کرد که: ما آزادی و دیانت را ارج خواهیم نهاد، و وعده داد که این نسل، زوال استبداد دینی را جشن خواهد گرفت و به جامعهای اخلاقی و حکومتی فرادینی دست خواهد یافت. متن کامل نامه دکتر سروش را بخوانید:
هرچه زمان پیش می رود ابعاد جنایات اتفاق افتاده در چند ماه اخیر بیشتر مشخص می شود و اینبار سعیده پور آقایی. سئوال اساسی در این خصوص اینست که اینها به چه گناهی کشته شدند ؟ چه جرمی داشته اند که اینچنین سرهایشان به سقف چسبید ؟ خانواده هایشان...
حکایتی است از گلستان سعدی باب چهارم بدین مضمون : ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند.صاحبدلی بر اوبگذشت .گفت ترا مشاهره (حقوق) چندست،گفت هیچ.گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی .گفت از بهر خدا می خوانم.گفت از بهر خدا مخوان.
خرداد سال 68 آیت الله خمینی در حالی درگذشت که از چندین ماه پیش از آن دستور بازنگری در قانون اساسی داده شده بود.قانون اساسی که در 12 فروردین 58 به تایید 98 درصد از آراء ملت رسید.اما آنچه در بازنگری اتفاق افتاد به نظر تغییر ماهوی بود و نه یک بازنگری ساده که ....
جهت دیدن عکسهایی از درگیری ها به لینک زیر بروید و خود قضاوت کنید عوامل اختشاش چه کسانی بوده اند
http://www.boston.com/bigpicture/2009/06/irans_disputed_election.html